نمادهای آموزشی و پرورشی دبیرستان خوارزمی
ما به رشد فکر می کنیم، ما خصال والا را می ستائیم ما انگیزه رافراهم می کنیم ما رغبت رادامن می زنیم ما شرایط یادگیری را ایجاد میکنیم ما فضای آموزشی و پرورشی را می آفرینیم.شما چطور؟
---------------------------------------------------------------------------
راههای کاهش اضطراب در هنگام امتحانات
چگونه برای رسیدن به موفقیت برنامه ریزی کنیم ؟
بهتون پیشنهاد می کنم این شعر رو حتما بخونید واقعا زیباست ولی متاسفانه این شعر آینه ای از حقیقت تلخ است!!!
***************************************************************
سخت آشفته و غمگین بودم…
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند
درس ومشق خود را…
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند…
خط کشی آوردم،
درهوا چرخاندم...
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !
اولی کامل بود،
دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم...
سومی می لرزید...
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود...
دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید...
” پاک تنبل شده ای بچه بد ”
" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
” ما نوشتیم آقا ”
بازکن دستت را...
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله سختی کرد...
گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کردو سپس ساکت شد...
همچنان می گریید...
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله
ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
زیر یک میز،کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ……
گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن
چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود
غرق در شرم و خجالت گشتم
جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود
سرخی گونه او، به کبودی گروید …..
صبح فردا دیدم
که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر
سوی من می آیند...
خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من
تا که حرفی بزنند
شکوه ای یا گله ای،
یا که دعوا شاید
سخت در اندیشه ی آنان بودم
پدرش بعدِ سلام،
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما ”
گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
گفت : این خنگ خدا
وقتی از مدرسه برمی گشته
به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته است
زیر ابرو وکنارچشمش،
متورم شده است
درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا …….
چشمم افتاد به چشم کودک...
غرق اندوه و تاثرگشتم
منِ شرمنده معلم بودم
لیک آن کودک خرد وکوچک
این چنین درس بزرگی می داد
بی کتاب ودفتر ….
من چه کوچک بودم
او چه اندازه بزرگ
به پدر نیز نگفت
آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم
عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم
من از آن روز معلم شده ام ….
او به من یاد بداد درس زیبایی را...
که به هنگامه ی خشم
نه به دل تصمیمی
نه به لب دستوری
نه کنم تنبیهی
***
یا چرا اصلا من
عصبانی باشم
با محبت شاید،
گرهی بگشایم
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
داستان های پند آموز هفته
هفته اول
فدا کاری مادر و عزم و اراده فرزند
"کریستی براون" در سال 1932 به دنیا آمد و مادرش در سن چهار سالگی متوجه شد که او نمی تواند اعضای بدن خود را تکان دهد و حتی قادر به حرف زدن نیست . پزشکان شهر از معالجه او نا امید شدند و به مادرش پیشنهاد کردند که به بیمارستان کودکان ناقص برده شود تا در آنجا از او نگهداری کنند. مادر نپذیرفت و او را در خانه نگه داشت و تصمیم گرفت که از او انسانی بسازد. کریستی تازه پنج ساله شده بود که شبی خواهرش در کنار او نشسته بود و مشغول تمرین درس های مدرسه اش روی تخته سیاه بود لذا کریستی هم تمام نیروی بدن را جمع کرد و چند خط نا مرتب کشید. همه ساکت و بی حرکت ماندند. مادر در حالی که می لرزید نزدیک آمد و بر روی تخته سیاه نخستین حروف لفبا را نوست و بعد تخته را محکم در زیر پا نگه داشت و گفت:"کریستی: سعی کن مثل من از روی آنها بکشی." کریستی توانست حروف الفبا را یاد بگیرد و به تدریج با اراده اش در خواندن و نوشتتن کامل شود. او در ده سالگی به جعبه رنگ برادر توجه نشان داد و با کمک مادر در جعبه را گشود و قلم مو را برداشت و با رطوبت دهانش روی مقوا شروع به نقاشی کرد. در طول ده سال آن چنان در نقاشی پیشرفت کرد که هیچ کس باور نمی کرد او توانسته باشد با وضعیت جسمانی اش تا به این حد موفق شود. بعد از مدتی کریستی متوجه برادر کوچکترش شد که مشغول نوشتن انشاء بود در همان لحظه فکر به خاطرش رسید. از برادر خواهش کرد که در کنار او بنشیند و کلمات نا مفهومی که او با سختی ولی با تلاش به زبان می آورد بنویسد برادر نیز این کار را انجام داد و کم کم نوشته های او مورد توجه قرار گرفت و مردم او را به عنوان نویسنده خلاق و موفق شناختند.
کریستی بروان در مورد زندگی اش میگوید:" من کودکی ناقص بودم که در اثر فداکاری مادر و عزم و اراده و پشتکار خودم توانستم به شهرت و افتخار برسم و مایه سرافرازی خانواده و کشورم شوم."
-------------------------------------------------------------------
مجموعه پیام های مشاوره
بدبختي آدمي از جهل نيست ، از تنبلي است. (افلاطون)
مطالب و ایده های ارسالی توسط دانش آموزان و اولیاشان با ذکر نام ایشان بر روی سایت قرار میگیرد
----------------------------------------------------------------
محمد بن موسي خوارزمي 164 - 234
دوره زندگی: اسلامابوجعفر (عبد الله ) محمد بن موسي خوارزمي ،رياضيدان ،منجم و جغرافيدان مشهور ايراني از زمره دانشمندان مسلمان است كه در عصر خود از لحاظ تبحردر علوم رياضي و اختر شماري و جغرافي سرآمد همگنان بوده وبه واسطه آثار ذيقيمتي كه از خود به جاي گذارده است معروفيت جهاني دارد. خوارزمي نخستين رياضيدان دورة اسلامي است كه آثارش به دست ما رسيده و كتاب «جبر و مقابله» او قديميترين كتابي است كه در اين باره نوشته شده است اين كتاب قرنها مرجع و مأخذ اروپاييان و تا سدة شانزدهم ميلادي مبناي مطالعات آزاد علمي آنان در اين رشته بود.خوارزمي در حدود سال 848 ميلادي مطابق با 232 هجري قمري در گذشت
رشته : رياضيات و نجوم
گرايش : رياضيدان ،منجم و جغرافيدان
والدين و انساب : نياكان محمد خوارزمي از مردم خوارزم بودند.
اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : از زندگي خوارزمي چندان ا طلاع قابل اعتمادي در دست نيست الا اينكه وي در حدود سال 780 ميلادي در خوارزم(خيوه كنوني) متولد شد .
تحصيلات رسمي و حرفه اي : ابوجعفر (عبد الله ) محمد بن موسي خوارزمي در دهة آخر سده دوم هجري به حوزه علمي بغداد رفت. وي در رياضيات و بويژه نجوم ايران پيش از اسلام و تعاليم مكتب جندي شاپور كه در زمان وي هنوز از خاطرهها محو نشده بود، دست داشت و آنها را با رياضيات هندي درآميخت و نخستين كتابهاي جبر و نجوم(زيج) را به زبان عربي نوشت
وقايع ميانسالي : دستارودهاي علمي محمد خوارزمي ، دربهترين صورت ، متوسط است ولي به گونه اي دور ازمتعارف نافذ و موثر بوده است . وي درزمان و مكاني مي زيست كه زمينه براي ترويج آثارش فراهم بود.
زمان و علت فوت : ابوجعفر (عبد الله ) محمد بن موسي خوارزمي در حدود سال 848 ميلادي مطابق با 232 هجري قمري در گذشت
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : ابن نديم در «الفهرست» نوشته است كه خوارزمي پيوسته در خزانةالحكمه كه مأمون تأسيس كرده بود، كار ميكرد و زيجهاي اول ودوم او كه معروف به «سند هند» است مورد اعتماد و اتكاي مردم بود. همچنين خوارزمي از طرف واثق خليفه عباسي به سفارت نزد رييس خزرها رفت.
فعاليتهاي آموزشي : مهمترين فعاليت آموزشي محمد خوارزمي درباره جبر بود. كتاب جبر وي نخستين كتابي است كه دراين زمينه به زبان عربي نوشته شده است . ازسوي ديگر، خوارزمي درمقدمه خوداز اشكال هندسي براي بيان معادلات مدد گرفته است و اين به طور قطع، از آشنايي او با كتاب دوم اصول اقليدس حكايت دارد.
آرا و گرايشهاي خاص : محمد خوارزمي درجبر خود، هيچ رمز و نمادي (حتي براي اعداد ) را به كار نبرده بلكه همه چيز را با كلمات بيان كرده است . براي مقدار مجهول ، كلمه عربي شماء را به كار برده كه به معني چيز يا چيزي است . براي توان دوم يك كميت ، مال به معني دارايي رابه كاربرده كه براي دادن معني كميت نيز به كاررفته است .
چگونگي عرضه آثار : آثار ابوجعفر (عبد الله ) محمد بن موسي خوارزمي در بسط و پيشرفت رياضيات، چه در كشورهاي اسلامي و چه بعدها در كشورهاي اروپايي، تأثير فراوان داشت.خوارزمي نخستين رياضيدان دورة اسلامي است كه آثارش به دست ما رسيده و كتاب «جبر و مقابله» او قديميترين كتابي است كه در اين باره نوشته شده است اين كتاب قرنها مرجع و مأخذ اروپاييان و تا سدة شانزدهم ميلادي مبناي مطالعات آزاد علمي آنان در اين رشته بود. كتاب «حساب» خوارزمي نخستين كتابي است كه در دورة اسلامي راجع به فن حساب هندي تأليف گرديده است. مسلمانان فن حساب هندي را مستقيماً از روي اين كتاب فراگرفتند و اروپاييان به وسيله ترجمههايي كه از آن در سده دوازدهم ميلادي به عمل آمد، با حساب هندي آشنا شدند.مي توان چنين گفت كه تنها اثر ديگري كه بر جاي مانده است رساله كوتاهي است در باره تقويم يهود. خوارزمي دو كتاب نيز در باره اسطرلاب نوشت آثار علمي خوارزمي از حيث تعداد كم ولي از نفوذ بي بديل برخوردارند زيرا كه مدخلي بر علوم يوناني و هندي فراهم آورده اند بخشي از جبر دوبار در قرن ششم / دوازدهم به لاتيني ترجمه شد و نفوذي عمده بر جبر قرون وسطايي داشت رساله خوارزمي در باره ارقام هندي پس از آنكه در قرن دوازدهم به لاتيني ترجمه و منتشر شد بزرگترين تاثير را بخشيد نام خوارزمي مترادف شد با هر كتابي كه در باره حساب جديد نوشته مي شد(و از اينجا است اصطلاح جديد))الگوريتم)) به معني قاعده محاسبه كتاب جبر و مقابله خوارزمي كه به عنوان الجبرا به لاتيني ترجمه گرديد باعث شد كه همين كلمه در زبانهاي اروپايي به معناي جبر به كار رود نام خوارزمي هم در ترجمه به جاي الخوارزمي به صورت الگوريتمي تصنيف گرديد و الفاظ آلگوريسم و نظاير آنها در زبانهاي اروپايي كه به معني فن محاسبه ارقام يا علامات ديگر است مشتق از آن مي باشد . ارقام هندي كه به غلط ارقام عربي ناميده مي شود از طريق آثار فيبوناتچي به اروپا وارد گرديد همين ارقام انقلابي در رياپيات به وجود آورد و هر گونه اعمال محاسباتي را مقدور ساخت باري كتاب جبر خوارزمي قرنها در اروپا ماخذ و مرجع دانشمندان و محققين بوده و يوهانس هيسپالنسيس و گراردوس كرموننسيس و رابرت چستري در قرن دوازدهم هر يك از آن را به زبان لاتيني ترجمه كردند نفوذ كتاب زيج السند چندان زياد نبود اما نخستين اثر از اين گونه بود كه به صورت ترجمه لاتيني به همت آدلاردباثي در قرن دوازدهم به غرب رسيد جداول طليطلي(تولدويي) يكجا قرار گرفتند و به توسط ژرار كرمونايي در اواخر قرن يازدهم به لاتيني ترجمه شدند، از مقبوليت گستره تري در غرب برخوردار شدند و دست كم يكصد سال بسيار متداول بودند از كارهاي ديگر خوارزمي تهيه اطلسي از نقشه آسمان و زمين و همچنين اصلاح نقشه هاي جغرافيايي بطلميوس بود جغرافياي وي تا اواخر قرن نوزدهم در اروپا ناشناخته ماند، ديگر از كتب مهم خوارزمي كتاب مفاتيح العلوم است كه كتاب مهم و ارزنده اي است.
----------------------------------------------------------------
بیل گیتس و 7 اصل زندگی
بیل گیتس، رئیس مایکروسافت، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستانهای آمریکا، خطاب به دانشآموزان گفت: در دبیرستان خیلی چیزها را به دانشآموزان نمیآموزند. او هفت اصل مهم را که دانشآموزان در دبیرستان فرا نمیگیرند، بیان كرد.
اصول بیل گیتس به این شرح است:
اصل اول:
در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.
اصل دوم:
دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار میرود که قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.
اصل سوم:
پس از فارغالتحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوقالعاده زیادی پرداخت نخواهد کرد.
به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.
اصل چهارم:
اگر فکر میکنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم:
آشپزی در رستورانها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدربزرگهای ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار یک فرصت بود.
اصل ششم:
اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
اصل هفتم:
قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما میرسد، ملالآور نبودند .
---------------------------------------------
اسمش فلمينگ بود . کشاورز اسکاتلندي فقيري بود. يک روز که براي تهيه معيشت خانواده بيرون رفت، صداي فرياد کمکي شنيد که از باتلاق نزديک خانه مي آمد. وسايلشو انداخت و به سمت باتلاق دويد.اونجا ، پسر وحشتزده اي رو ديد که تا کمر تو لجن سياه فرو رفته بود و داد ميزد و کمک مي خواست. فلمينگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ تدريجي و وحشتناک نجات داد.
روز بعد، يک کالسکه تجملاتي در محوطه کوچک کشاورز ايستاد.نجيب زاده اي با لباسهاي فاخر از کالسکه بيرون آمد و گفت پدر پسري هست که فلمينگ نجاتش داد. نجيب زاده گفت: ميخواهم ازتوتشکر کنم، شما زندگي پسرم را نجات داديد. کشاورز اسکاتلندي گفت: براي کاري که انجام دادم چيزي نمي خوام و پيشنهادش رو رد کرد. در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعيتي بيرون اومد. نجيب زاده پرسيد: اين پسر شماست؟ کشاورز با غرور جواب داد بله.” من پيشنهادي دارم.اجازه بدين پسرتون رو با خودم ببرم و تحصيلات خوب يادش بدم.اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآينده مردي ميشه که ميتونين بهش افتخار کنين” و کشاورز قبول کرد. بعدها، پسر فلمينگ کشاورز، از مدرسه پزشکي سنت ماري لندن فارغ التحصيل شد و در سراسر جهان به الکساندر فلمينگ کاشف پني سيلين معروف شد. سالها بعد ، پسر مرد نجيب زاده دچار بيماري ذات الريه شد. چه چيزي نجاتش داد؟ پني سيلين.
اسم پسر نجيب زاده چه بود؟ وينستون چرچيل